اتاقی ازجنس وبلاگ

خوش امدید

تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست 

تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست

تنهايي را دوست دارم زيرا تجربه کردم

تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست

تنهايي را دوست دارم...........

زيرا در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست

 

نوشته شده در برچسب:,ساعت توسط سفیدبرفی|

 

سکوت تنهايــــــــــي ام را تو بشکن :

 

با زمزمه هـــات ، با ترانه هــــات،

 

با هيــــــاهوي خنده هـــات ، با آواي کلمــــات ،

 

 با گرماي دستــــات ، با نور ديدگــــانت ، با هياهوي شادي هـــات

 

بشکــــــن و خورد کن سکوت تنهايـــــــي ام را ...

 

بگــــــــذار انعکــاس آن چيزي بـــاشد جز تنهايــــــــي ...

 

نوشته شده در برچسب:,ساعت توسط سفیدبرفی|

می گویند بعضی حس ها را نمی شود نوشت..آنقدر خاکی اند که از ترس فاش شدن از قلم می گریزند..غروب پنج شنبه است..آسمان چقدر به زمین نزدیک می شودو تو گویی نفس کم می آوری مقابل این بزرگی..قدم نمی زنی ..این جا دل پیش قدم می شود..کفش ها خودشان بیرون می آیند..همین جا به سجده می افتی..گویی قلبت تیر می کشد و تو می گریزی از همه چیز..خاک می شوی مثل خاک..دلت روانه شده و اشکت دنباله دار..اینجا خدا با آدم سخن می گوید..در این نقطه که خاک و تنهایی و خدا در هم و با هم اند..همین جا انسان آغازمی شود..به یاد داری دخترک دل کسی را برای دردش میخواست..این جا همین خاک با دل دریاییش صبوری می کنند برایش..مگر دل دخترک چه می خواست؟!آن روز آسمان چقدر وسیع شده بود..می بینی!چندیست دخترک فقط با قطره ای از چشمان تو می نگرد آسمان را..میخواهد چشمانت شود..می داند که چراغ های ذهنش را روشن کرده ای..آنقدر روشن که دیگر هیچکس در این دنیا نمی تواند آن را خاموش کند..می داند در کنارش میمانی..آنقدر به او نزدیک شده ای که گرمای وجودت سرمای فلبش را ذوب کرده..می خواد برگردد و در آغوشت بگیرد..تو را ببوست و برای همیشه از تو بگوید..دخترک اینک نو شده..با سال ها و ماه ها و روزها و لحظه های قبل از با تو بودن فرق کرده.. اینک حرف دلش با توست ..بگو که آغوشت باز هم برایش بازاست.

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در برچسب:,ساعت توسط سفیدبرفی|

 

۱۰۰ بار

 از ۹۰ نفر

 ۸۰ سوال کردم،

 ۷۰ نفر آنها

به ۶۰ سوال من

۵۰ جواب دادند

۴۰ روز گشتم

 ۳۰ روز غذا نخوردم

 ۲۰ روز نخوابیدم

وبه ۱۰ شهر رفتم

در ۹ خانه را زدم

 ۸ نفر آنها در را برویم گشودند

 ۷ نفر آنها

 ۶ آدرس صحیح به من دادند

۵ بار آدرس را خواندم

 ۴ بار دنبال تو گشتم

 ۳ در را زدم

تا ۲ روز بعد تو را یافتم

 تا ۱ بار بگویم

 دوستت دارم

 

نوشته شده در برچسب:,ساعت توسط سفیدبرفی|

No I can't forget this evening 

Or your face as you were leaving

But I guess that's just the way

The story goes

You always smile but in your eyes

Your sorrow shows

Yes it shows

No I can't forget tomorrow

When I think of all my sorrow

When I had you there

But then I let you go

And now it's only fair

That I should let you know

What you should know

I can't live

If living is without you

I can't live

I can't give anymore

I can't live

If living is without you

I can't give

I can't give anymore

Well I can't forget this evening

Or your face as you were leaving

But I guess that's just the way

The story goes

You always smile but in your eyes

Your sorrow shows

Yes it shows

I can't live

If living is without you

I can't live

I can't give any more

I can't live

If living is without you

I can't give

I can't give anymore

Without You

نوشته شده در برچسب:,ساعت توسط سفیدبرفی|

 

 

 

فـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــریــــــــــــاد 

   فــــــــــــــــــــریـــــــــــــادی بـــــــرای تــــــــــــــــو

  فریادی که از اعـــــماق قلـــــب خستـــه ام پا می گیرد

  و هــــــــــــــنــــــــــوز کــــــــــــــــه هـــــنـــــــــوز اســـت

  و بــــا ایـــــــــــــن کــــــــه مـــــــدت ها از رفتنــــــت گذشته

 هنــــــــوز بر حنــــــــــــــجره خســــــته ام جاری نگـــــــــــشته

 تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

 زیـــــــــبایــــــم

 هنوز نتوانسته ام درد عمیق

 نبــــودن و رفتـــــــنت را باور کنـــــم

 

عشــــــــــــــــــــــق من 

هنوز صـــــدای زیبای مستیت

و هنوز گم شدن در قطره قطره ی

 بـــــــــــــعد صدایت فراموشم نشده

و بــــــــــه خدای اسمان ها قســـــــــم

هـــــــنــــــوز کـــــه هــــنـــــوز اســـــــــت

عروجی که با تو بودن برایـــم اورده پایان نیافته   

 

پرنده را که ازاد کنی

روزی برمــــــــــی گردد

و مــــــــــــــن خاکـــــــی

از ایــــــــــن اتفــــــاق زمینی

زیـــــــــــــاد دور نیســــــــتــــم

روزی مـــــــــــــــی ایـــــــــــــــــم

و تـــــــــــــــو را بــــــــــا خـــــــــــــود

بـــــــــــــــه اوج رویاهـــــایم می بــــرم

مـــــی بــــــــــرم تــــــــــــا ببــــــیــــــــنی

مــــــــــخمـــــــــل رویــــــاهــــای پســــــــرک

چــــــــــــــــــــه رنــــــــــــــــــگـــــــــــــــــی دارد!!!!!!!

مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــن می ایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم  مـــــــــــــــنــــــــــــــــــــتـظـــــــــــــــــــــــرم بــــــــــــــــــــــــاش

نوشته شده در برچسب:,ساعت توسط سفیدبرفی|

یکی هست، تو قلبم، که هر شب واسه اون می نویسمو اون خوابه

♥♥♥

نمی خوام بدونه واسه اونه که قلب من اینهمه بی تابه

♥♥♥

یه کاغذ، یه خودکار، دوباره شده همدم این دل دیوونه

♥♥♥

یه نامه، که خیسه پر از اشکه و کسی بازم اونو نمی خونه

♥♥♥

یه روز همین جا توی اتاقم یکدفعه گفت، داره میره

♥♥♥

چیزی نگفتم آخه نخواستم دلشو غصه بگیره

♥♥♥

گریه می کردم درو که می بست، می دونستم که می میمرم

♥♥♥

اون عزیزم بود، نمی تونستم جلوی راهشو بگیرم

♥♥♥

می ترسم یه روزی برسه که اونو نبینم، بمیرم تنها

♥♥♥

خدایا کمک کن نمی خوام بدونه دارم جون می کنم اینجا

♥♥♥

سکوته اتاقو داره میشکنه تیک تاک ساعته رو دیوار

♥♥♥

دوباره نمی خواد بشه باور من که دیگه نمی یاد انگار

♥♥♥

graceful brother

 

 

نوشته شده در برچسب:,ساعت توسط سفیدبرفی|

 

کاش می دانست که زندگی با همه وسعت خویش
 
محفل ساکت غم خوردن نیست
 
حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست
 
زندگی خوردن و خوابیدن نیست
 
زندگی حس جاری شدن است
 
زندگی کوشش و راهی شدن است
 
 از تماشاگر آغاز حیات
 
تا به جایی که خدا می داند...
نوشته شده در برچسب:,ساعت توسط سفیدبرفی|

کاش لحظه های با تو بودن مثل خط سفید جاده بود,
تکه تکه میشد ولی قطع نمیشد.



نوشته شده در برچسب:,ساعت توسط سفیدبرفی|


وقتی تو نیستی

چه حس مضحکی است

به شنبه چشم دوختن!!

می دانم نمی بینمت

وباز

خود را چو کوه کن ساده

می فریبم

که شاید

فردا تو آمده باشی

نوشته شده در برچسب:,ساعت توسط سفیدبرفی|


آخرين مطالب
» تنهایی...
» عشق همچنان جاریست...
» فریادی از عمق دل
» یکی هست....

Design By : Pichak